السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
212
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
متصور ما نيست ، بلكه به تبع اين صورت ، معلوم و متصور ما مىشود و ازاينرو ، حكما صورت ذهنى را معلوم بالذات و شىء خارجى را معلوم بالعرض اصطلاح كردهاند . 3 . هنگام علم و ادراك ، نفس ماهيت اشيا در ذهن وجود پيدا مىكند . اين مقدمه همان عقيدهء حكما در باب وجود ذهنى است كه در اين بخش مطرح است . 4 . علم و ادراك مطلقا از مقولهء كيف است . 5 . مقولات با يكديگر تباين ذاتى دارند . محال است شىء واحد در دو مقوله داخل باشد ، زيرا لازم مىآيد شىء واحد بيش از يك ذات و ماهيت داشته باشد . براساس اين مقدمات پنجگانه اشكال به اين صورت تقرير مىشود : به حكم مقدمهء نخست ، هنگام علم و ادراك ، چيزى در ذهن پديد مىآيد و اين چيز ، با توجه به مقدمهء سوم ، نفس ماهيت اشيا است . از طرفى ، به مقتضاى مقدمهء دوم ، علم و معلوم در ذهن يك چيزند و باهم متحدند ، و به حكم مقدمهء چهارم ، علم از مقولهء كيف است و در نتيجه ، همهء ماهيات تصور شده از هر مقولهاى كه باشند ، در ذهن ، در مقولهء كيف داخلاند و اين محال است ، زيرا مقولات باهم تباين ذاتى دارند و ممكن نيست شىء واحد در دو مقوله داخل باشد . « 1 » اكنون مىپردازيم به بررسى پاسخهايى كه در برابر اين اشكال ارائه شده است . « 2 » 1 . نظريهء اضافه يا انكار مقدمهء اول كسانى مانند ابو الحسن اشعرى و به پيروى از او فخر رازى در برخى از كتابهايش ، مقدمهء نخست را منكر شدند و گفتند : حقيقت علم ، نسبت و اضافهاى است كه ميان عالم و شىء خارجى برقرار مىشود و بنابراين ، به هنگام ادراك ، چيزى در ذهن پديد نمىآيد و لذا ، زمينهاى براى طرح اشكال وجود ندارد . به بيان ديگر ، معلوم بالذات همان شىء خارجى است نه صورت ذهنى ، و شىء خارجى در مقولهء خود
--> ( 1 ) . ر . ك : شرح منظومه ، ج 1 ، ص 60 و 61 . ( 2 ) . شايان ذكر است كه مؤلف بزرگوار - ره - نظريهء اضافه و نظريهء اشباح را به عنوان پاسخ از اشكال ذكر نكرده است ، چراكه اين دو نظريه ، درست در برابر حكما قرار دارد و در واقع طراحان آن ، اشكال را پذيرفته و بدان ملتزم گشتهاند ، ولى ما براى تنظيم مطالب ، اين دو نظريه را نيز در سلك پاسخهايى كه به اين اشكال داده شده ، آورديم .